شورای سیاست‌گذاری

با کدام محاسبه از نوع ماسوائی می‌توان گستره شوری که عاشورا در عالم هستی به پا کرده است را به دست آورد؟
حقیقت آن است که دنیای فرو رفته در خواب غفلت، یا اصلا این معنا را برنمی‌تابد و یا آن را نیز چیزی همانند ساخته‌های دست ساحران‌هالیوودی،
تفسیر و فهم می‌کند که باطل را رنگ و لعاب داده و به جای حقیقت به خورد بشریت می‌دهند.
و این عجیب‌ترین اتفاق دنیاست! چرا که باطل اصلا چیزی نیست و وجودی ندارد که بتوان به آن رنگ و لعاب داد!
اصلا مساله این نیست. بحث از «بود و نبود » نیست.
آنچه که هست، هست، و آنچه نیست، نیست.
جنگِ کفر و ایمان، جنگِ سِحر و هنر است.
یکی می‌پوشاند و دیگری آشکار می‌کند. یکی می‌رساند و دیگری مانع می‌شود.
«وَمَاعلََی الرَّسُولِ إلِّا البْلََاغ المُْبيِنُ .»
این قرآن است، هنرمندانه‌ترین اثر مکتوب خلقت، و فقط آمده است که به روشنی آشکار کند آنچه را که هست؛ اما آشکار نیست.
آمده است بگوید دنیا زیباست اما زیباتر از دنیا هم هست.
همین که گمان کنی برای زیبایی حدی وجود دارد و به دنبال زیباتر نباشی، زمین گیر می‌شوی و تا مرز کفر پیش می‌روی.
زیبایی اگر محدود شد رنگ می‌بازد، زشت می‌شود، ملال‌آ‌ور می‌شود سراب می‌شود و ساختن سراب، کار ساحر است.
فطرت انسان به دنبال «زیبایی » نیست به دنبال «زیباتری » است.
در بوم کربلا و در میان قاب عاشورا به جز زیبایی چیزی نبود؛ چون صفحه صفحه‌اش شور بود و شوریدگی؛ عشق بود و شیدایی.
زیبایی بود که پشت زیبایی صف کشیده بود. یکی از یکی زیباتر.
و شیطان در مقابل این معجزه الهی یک راه بیشتر ندارد و آن به دام انداختن انسان در پشت شیشه مات دنیاپرستی است که ساخته سحر
ساحران‌هالیوود و امثال آنهاست که در آن زیبا را به جای زیباتر جا می‌زنند و مخاطب بهت‌زده‌شان هم، لب‌تشنه به سوی سراب ساخته القائات
ساحرانش می‌د‌ود و در این بیابان حیرانی سرگردان می‌شود و جوینده تا زمانی که سرگردان نشده باشد یابنده است.
و فقط هنر است که می‌تواند به جنگ سحر برود و بشریت را از سرگردانی نجات دهد.
آن هم هنری جاری که خودش اسیر ظاهر پست دنیا نشده و متعالی باشد.
همین نکته رمز ماندگاری عزای سیدالشهداست که «برای عزای حسین حرارتی است جاودان »، که از آتشفشان همیشه جوشان افشاگری‌های
هنرمندانه زینب کبری در کوفه و شام نشأت گرفته و از طریق هیأت‌های حسینی به همه عالم رسیده است.
هیأت، پژواک پر طنین نغمه «مَا رَأیتُ إلِّا جَمیلا »ست که از دره‌های صعب‌العبور تاریخ، هنرمندانه گذشته است و تو نیز ای یار آخرالزمانی حسین!
به هوش باش! که شیطان دشمنی آشکار است.
پس هرچه می‌توانی از هنر، و هنرورزی، برای جنگ با او مهیا کن و با تکیه بر عصای هنر متعهد، اعجاز کن و همه عالم را کربلا کن تا جذبه آن زیبایی
عظیم، تمام اسباب غفلت بشریت را در خود ذوب کند و آنگاه باران رحمت جمال محمدی از آسمان کربلای حسینی بر فطرت تشنه انسان ببارد
و سراب‌ها را نابود سازد که از اول به جز زیبایی چیزی نبود.

اگرچه حرکت با زمان معنا می‌شود؛ اما هنر می‌تواند کاری کند که انسان فارغ از زمان به عالم نگاه کند ولی خودش متوقف نشود. توقفی از جنس حرکت!
این نکته در هنر بسیار قابل توجه است و البته در برخی هنرها مثل عکاسی جلوه‌ای ویژه دارد؛ عکاس، گذر زمان را از تصویری که با دوربین ثبت می‌شود
حذف می‌کند. مخاطب در تصویر ثبت شده متوقف می‌شود و تمرکز می‌کند و هر چند از نزدیک شاهد آن صحنه بوده باشد ولی ممکن است چیزهایی بیابد
که تا کنون درک نکرده است. و هر اندازه زاویه دید عکاس با عمق واقعه متناسب‌تر باشد مخاطبِ خود را به حقیقتِ واقعه نزدیک‌تر می‌کند.
برپایی هیأت یعنی عالم در عاشورا متوقف شده است. هیأت سراسر هنر است و عکس از هیأت تأملی است عمیق بر این هنر اعجازگونه.
با این دقت، پوستر اعلان هیأت نیز مقامی بس رفیع دارد. هر اندازه که پوستر هیأت هنری‌تر باشد عطش را در مخاطب خود بیشتر می‌کند و مخاطب با دیدن
اعلان هیأت پیش از آنکه راهی هیأت شود خود را در چند قدمی ساحل معرفت می‌یابد و با آمادگی بیشتری دل به دریا می‌زند.

برگزاری هیأت، نقطة اوج نمایشی هنرمندانه است . مناسبت‌های مذهبی تجلی‌گاه همایشی عظیم برای برُوز و ظهور هنری تعالی‌بخش است . هیأت، نمایشگاهی است که مردم در گوشه‌گوشه شهرها و روستاها هنر عاشقی را در معرض دید می‌گذارند. همه مردم در واقع هم نمایشگر و هم بیننده صحنه نمایش هستند. سخنران، مداح، مستمع، شاعر، هیأت‌گردان، پرچم‌دار و خادم، هرکس به‌اندازه قدمی که برمی‌دارد اثری هنری از خود به نمایش می‌گذارد. با این تفاوت که هنرمند و مخاطب باید در اینجا خالصانه وارد صحنه شوند تا هنرشان متعالی جلوه کند. تصویرگریِ این هنر خود فصلی جداست . هنگامی که عکاس از لنز دوربین خود هیأت‌ها را
روایت می‌کند، هنری مضاعف جلوه‌گر می‌شود: هنری در خدمت هنری دیگر. نمایش هنر در قاب تصویر، تأثیر هنر هیأت را در روح و جان مخاطب ماندگار می‌کند. انعکاس تصاویر هیأت در رسانه‌ها خود فصل سوم این جریان است . مرحله‌ای که موجب گسترش و فراگیری
آیین‌ها و شعائر مذهبی در همه جای کُره خاکی می‌شود؛ زیرا هنر زبان مشترک ملت‌ها و احساسی مشترک میان همه آدمیان است. روایت‌گری رسانه‌ای هیأت، تعداد حاضران مجلس را وسعتی نامحدود می‌دهد. به‌خصوص در دهه اخیر، با گسترش سپهر رسانه‌ای، شاهد نمایش هیأت‌ها در همه جای دنیا به شکل وسیع‌تری هستیم، که به شناخت و ایجاد حس مشترک محبت
اهل‌بیت در میان ملت‌ها انجامیده است. به‌عنوان نمونه برنامه شیرخوارگان حسینی در شب هفتم محرم، تنها در عرض چند سال به‌عنوان رسمی فراگیر، در سطح جهان درآمده است. این گستره تأثیر هیأت در آینه سحر رسانه است.

 

تمامی حقوق برای جامعه ایمانی مشعر محفوظ می باشد  ©